عیب کار اینجاست
عیب کار اینجاست که
من ” آنچه هستم ” را با ” آنچه باید باشم ” اشتباه می کنم ،
خیال میکنم آنچه باید باشم هستم،
در حالیکه آنچه هستم نباید باشم

عیب کار اینجاست که
من ” آنچه هستم ” را با ” آنچه باید باشم ” اشتباه می کنم ،
خیال میکنم آنچه باید باشم هستم،
در حالیکه آنچه هستم نباید باشم
نرم
به نرمی آهی
سبک
به مثل پری
گاهی خیالی
بر شانه ات می نشیند و بر می خیزد
بر می گردی
نگاه می کنی
در سایه های اتاق
نیست
جز سایه های اتاق
چند نکته مهم:
۱ احمقانه است که بخواهی از اشتباهات دیگران در امان باشی . چنین کاری غیر ممکن است . فقط سعی کن از اشتباهات خودت در امان باشی .
۲ هر کس به چیزهای بی اهمیت بی اعتنا باشد ، به زندگی خوب دست می یابد.
۳ عادت کن که به سخنان دیگران دقت کنی .
۴ راستی پیشه کن پیش از آنکه ترا به راه راست بیاورند.
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
در چشم های او هزاران درخت قهوه بود
که بی خوابی مرا
تعبیر می نمود
باران بود
که می بارید
و او بود
که سخن می گفت
…
بپرس از خود…
این که کر و کور و گنگ شده است کیست ؟
بپرس از خود حالا که از من چیزی نمی پرسی…
٭ گلو رگهایی دارد همریشه با طناب
بعضی ها از درون خفه میشوند. نانام
Post By anita @ April 29, 2006 05:47 PM