روزی

01_02_2010_0309439001265016113_esmahan-ozkan

لبخند بزن!
بدون انتظار پاسخی از دنیا ،
بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند ،
با تمام سازهایت می رقصد.

چارلی چاپلین
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

کمی آرام‌تر

tumblr_kyx4qxbtvq1qzkisuo1_500

همه‌ی راز علاقه‌ی آدمی به آدمی همین رویای ساده‌ی رفتن وُ بعد بی‌خبر آمدن‌های همیشه‌ی اوست.
حالا کمی آرام‌تر صحبت کنید،

بادهای بی‌راهِ سایه‌نشین حسودند!

سید علی صالحی
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

شعری که زندگی ست

3348552059_3afe167c0b

دریا موج می‌زند
ماهی‌ها را جمع می‌کند
و اداره‌ی شیلات را
فرا می‌خواند.

کدام شما
لرز دهان ماهی‌ها را
بر جداره‌ی رگ‌هاتان
احساس می‌کنید،
زیر پوست کدام شما
ماهی‌ها جمع می‌شوند
و چشم گل آلودشان می‌سوزد

دریا موج می‌زند
و ما اکنون
در کامیون بزرگی در راهیم
در اضطراب توده‌یی از ماهی‌ها
که دعا می‌خوانند.

شمس لنگرودی
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

بیایید از عشق صحبت کنیم

ba25e1fb56dc45c9774f1f6a2443088b1d1ef52b

تمام عبادات ما عادت است

به بی عادتی کاش عادت کنیم

زنده یاد قیصرامین پور
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

وفا کن

a39-241x300

ای زرد روی عاشق، تو صبر کن وفا کن

ماییـم و موج سودا
شـب تا به روز تنـها
خواهی بیـا ببخـشا
خواهی برو جفا کن

خواهی برو جفا کن

خواهی برو جفا کن
خواهی برو جفا کن
مولانا
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

آرزو کن

168660_137531432977933_100001632323868_257444_7906413_n

آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیفتد
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد بخاطر ما
ما که کاری نکرده ایم…

سید علی صالحی
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

خداوند

165660_1753164879232_1542214588_1755671_5692013_n

خداوند یک شخص نیست بلکه تنها تجربه ای است که تمام هستی را به پدیده ای زنده مبدل می سازد؛ تنهایی او مطرح نیست. او با زندگی می تپد…!
با زندگی که دارای ضربان است.
لحظه ای که دریابی که دل هستی می تپد
خداوند را کشف کرده ای

اُشو
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

زمان

وداع را از پیش اعلام نمی‌کنی

پاییز
چکمه‌هایت را برمی‌داری
و به راه می‌افتی.

4uu1

زمستان
خود را دفن می‌کنی
بی هیچ ردپایی.

tumblr_lc7h8pqill1qdbbywo1_500

بهار
همچون باد به دنیا می‌آیی

1282883415531ed3z

و تابستان
به نام عشق می‌سوزی.
در خانه‌ی تو زمان آب می‌شود

1281646586ygumsh9

زیگرید کروزه
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

باران

151063_1679368394366_1542214588_1598959_7244675_n

یک ارکستر سمفونیک

هوا توفان می شود

دارند اورتوری از واگنر اجرا می کنند

و مردم صندلی های زیر درختان را ترک می کنند و

به داخل ساختمان هجوم می برند

زن ها خنده های عصبی می کنند و مردها با تظاهر به آرامش

سیگارهای خیس را زمین می اندازند

موسیقی واگنر ادامه پیدا می کند و همه زیر سقف عمارت اند

حتا پرنده ها هم زیر سقف پناه گرفته اند

حالا ارکستر راسپودی مجار شماره ۲ اثر لیست را اجرا می کند

و هنوز باران می بارد

،ولی نگاه کن

مردی تنها زیر باران نشسته است

و به موسیقی گوش می دهد

ارکستر را ادامه می دهد

او شب زیر باران نشسته و گوش می دهد

یک ایرادی توی کارش هست، این طور نیست؟

او فقط آمده تا موسیقی گوش کند

چارلز بوکوفسکی


با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

تو آن‌جا نیستی

345758

هیچ‌کس برای دیگری نمی‌نویسد،

چیزهایی که می‌خواهم بنویسم هرگز موجب نخواهد شد آن دیگری که دوستش دارم مرا دوست بدارد…

نوشتار دقیقاً همان عرصه‌ای است که «تو آن‌جا نیستی»،

این آغاز نوشتن است.

رولان بارت
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

کم کم یاد میگیری

sprout

کم کم یاد خواهی گرفت

تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند

و هدیه ها، معنی عهد و پیمان نمیدهند.

کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی

که محکم باشی پای هر خداحافظی

یاد می گیری که خیلی می ارزی.

خورخه لوییس بورخس


با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

با تو

48527759030983211522

دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته
با تو سخن می گویم

شاملو
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

دلی تنگ

untitled-37

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمی دانم

اینجا شده پاییز ، آنجا را نمی دانم

اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمی دانم . . .

دکتر شریعتی
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

من دوستش داشتم

ani, baroon.ir,45858

پاییز مسافر بود
من تا آسمان را نگاه کردم، تا ساعتم را کوک کردم
من تا گل‌های پیرهن را از رویا و روز و شب رها کردم
رفت
دیگر به باران ایمان داشتم
نه سیبی در بشقاب بود
و نه تکه‌ای از آسمان آبی را در میان ملافه‌های سفید
جای می‌داد
پاییز رفت
با پاییز رفته بود
پاییزهایی دیگر آمدند
مرا پیر کردند و رفتند …
بر تنم زخم پاییز دهان می‌گشود
صدای برگ‌ها را با صدای قلبم
گاهی اشتباه می‌گرفتم
دیگر در پیرهن و شب گم می‌شدم
هر کس مرا صدا می‌کرد
به بیرون از پاییز دعوتش می‌کردم
بیرون از پاییز باد بود
نقشی از پیرهن بود که در باد پاییز با صاحبش گم شد
سنگ‌ها در پاییز از صدای پای من
شکسته می‌شدند و عتیقه می‌شدند
اما چه سود:
پیرهن الوان وقتی در پاییز بر درختان سرو شیراز ماند
و سپس با درختان سرو در زمان که دهان گشوده بود
نیست شد
چه کسی شهادت می‌دهد:
که من دوستش داشتم
و کبوتران می‌توانستند بی‌دغدغه و بی‌دانه در دستانش پناه بگیرند
کسی باور نمی‌کند لبخندش می‌توانست
پلی باشد که جمعه را به همه روزهای هفته
پیوند بزند
از این جمعه به آن شنبه …

احمدرضا احمدی بیرجندی

Oct 3, 2010

با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

قلب

4081320566_43b3a2f8a3

من از زمانی که قلب خود را گم کرده است میترسم
من از تصویر بیهودگی این همه دست
و از تجسم بیگانگی این همه صورت میترسم

فروغ فرخزاد

Sep 19, 2010

با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

 Page 1 of 3  1  2  3 »

جستجو