درباره من
اگر بخواهید من را بشناسید از من دور خواهید شد.
هیچ نوشته ای و هیچ چیزی متعلق به من نیست و همه چیز متعلق به من است و من نی لبکی هستم که سعی در خالی نگه داشتن آن را دارم تا هرم نفس های معرفت و حقیقت به آن بدمد.
من می نویسم و مسئول چگونه خواندن آن نیستم - یعنی اینکه انتظاری از نوشتنم ندارم … انتظار یا خواستن نشان بر فقدان عشق است و عملی که در آن عشق مفقود است عمل نیست فعالیت است - و نتیجه فعالیت درد و رنج خواهد بود.
درختان و گلها به خاطر اینکه به جایی برسند و مقامی کسب کنند نمی رویند.
من می نویسم و بهره بردن و نبردن شما به من مربوط نیست - هر گونه استفاده و سو، استفاده از آن مربوط به خود شماست - توجیه و ملامت هم مربوط به خود شماست.همان چیزی که مانع رسیدن ما به هشیاری است.
اگر کسی می گوید زندگی همین است که هست و این حرف ها عملی نیست او خودش را در یک بن بست و قالب قرار می دهد و بر اساس آن قالب و محدودیت کارش را تمام می کند و فراموش نکنیم که یک شخصیت شرطی هیچ چیز را نمی تواند تحریف نشده نظاره کند.
همیشه کهنه تازه را انکار می کند.تازه در حال زیستن است و کهنه امید و آرزوی زیستن دارد. وقتی شما چیزی را انکار نمی کنید یا شما تازه و در حال و به روز هستید و یا چیزی را که انکار نمی کنید کهنه است و در خور قالب شماست.
——–
مهربان باش این درد را تحمل کن ارزشش را دارد - چیزهای گران قیمت همیشه به سختی به کف می آیند.
قیمت یه روز بارونی چنده؟
یه بعد از ظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟
حاضری برای بو کردن یه بنفشه ی وحشی توی یه صبح بهاری یه تراول بدی؟
پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟
چرا وقتی رعد و برق می یاداز زیر درخت فرار می کنی؟
می ترسی برقش بگیردت؟
اصلا می دونی بارون چرا زمین رو با قطراتش خیس خیس می کنه؟
چرا وقتی نم نم بارون می زنه چترتو با خودت می بری؟مگه همین تو نیستی که عاشق قدم زدن
زیر بارونی؟هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟ شده از خودت بپرسی چرا تموم وجودشو
روی سرما گریه می کنه؟اون قدر که دیگه برای خودش چیزی نمی مونه و نابود میشه؟هیچ وقت
از ابرا تشکر کردی؟
هیچ وقت شده از خورشید بپرسی که چرا ذره ذره ی وجودشو انرژی می کنه و به موجودات
می بخشه؟…به نظر تو ماهانه می گیره یا قراردادی کار میکنه؟
چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته؟بابت این کارش حقوق می گیره؟
چرا فیش پول بارون ماهانه نمی یاد؟چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟
می دونستی قشنگترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار یه رودخونه گوش
کنی؟قیمت بلیتشم دل تومنه!
همین تویی که خودتو به آب و آتیش می زنی تا یه تابلوی آفتابگردون خدا تومنی بخری…آره
همین تو!!! می دونستی زیباترین تابلوی آفتابگردون تو طبیعت چه جلوه ای داره؟
تو که قیمت همه چیزو با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی قیمت یه چشم سالم چنده؟یه
دست سالم چنده؟چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟خیلی خنده داره نه؟
اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی ازهمین داراییها رو ازت بگیرن زمین و زمان رو به
باد ناسزا می گیری…چی خیال کردی؟پشت قبالت که ننوشتن…
نه عزیز خیال کردی…اینا همه لطفه،همه نعمته….
اینو بدون که اگه یه روز فهمیدی قیمت یه لیتر بارونو یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟اگه
فهمیدی چقدر باید بابت مکالمه ی روزانمون با خدا پول بدیم؟یا چند تومن بدیم تا یه کاست از
صدای بلبل ظبط کنیم و بعد از اون تحت پیگرد قانونی قرار نگیریم اون وقته که می فهمی چرا
داریم توی این دنیا وول می خوریم









