فکر کن
خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که اونجور که می خوان زندگی می کنن.
آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن
خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که اونجور که می خوان زندگی می کنن.
آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن
دل در خیال خام رسیدن به نور بود
ای شب! مجاب سفسطه ات ناگهان شدم
من همچنان کبودی بالم نرفته است
مردم! دوباره هم هدف سنگتان شدم
همان کبوتر شکاک پر، که دل دل کرد
مرا میان زمـیـــن و کلاغها ول کرد
زمستان از آسمان می بارد
و من ،
هنوز ، باران زده ی اضطراب پاییزم
زمستان به بهار می رسد
من
از پاییز
به پاییز
میروم
تو ماه را
بیشتر از همه دوست می داشتی
و حالا
ماه هر شب
تو را به یاد من می آورد
می خواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجره ها پاک نمی شود
دیدار
با تو میسر نمی شود.
می آیی،
می بینمت
در یک به هم زدنٍ چشم،
در لحظه ای یگانه
که هر دم تکرار می شود.
با این همه
هنوز نیامده ای،
دیگر رفته ای،
همیشه همین طور است
و من همیشه،
هنوز.
در انتظارٍ آمدنت،
دل تنگٍ رفتنت می مانم
هنوز،
همیشه.