درد
دوره ای ست که همه
حتی در نهایت حیرت تو
دوست داشتن را با خط کش هاشان
سانت می زنند
تا مبادا یک جایی
…یک چیزی
کم باشد
فدای سرم که
کارت به جایی کشید
که خط کش به دست
مقایسه ام می کنی با این و آن
همان دو سه تا باران
همان یک بوسه
همین که شاعر شده ام حالا
عمری را کفایت می کند
سکوت ابرها
این مطلب ارسال شده در روز یکشنبه, اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۰ و ساعت ۶:۱۲ ب.ظ بوده و در دسته بندی نوشته های دوستان قرار دارد. شما میتوانید نظرات مربوط به این نوشته را از طریق لینک آر اس اس فید دنبال کنید.











در تاریخ اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۰ at ۵:۲۱ ب.ظ
kheili kho0b bo0o0o0o0o0d
:*