ماه

tumblr_shahpouri_500

تو ماه را
بیشتر از همه دوست می داشتی
و حالا
ماه هر شب
تو را به یاد من می آورد
می خواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجره ها پاک نمی شود

شعر از رسول یونان
با استفاده از امکانات زیر ، این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Gwar
  • MySpace
  • TwitThis
  • Yahoo! Buzz

 



این مطلب ارسال شده در روز چهارشنبه, بهمن ۲۱م, ۱۳۸۸ و ساعت ۸:۰۳ ق.ظ بوده و در دسته بندی نوشته های دوستان قرار دارد. شما میتوانید نظرات مربوط به این نوشته را از طریق لینک آر اس اس فید دنبال کنید.

مطالب مرتبط

یک نظر برای نوشته ' ماه '


  1. در تاریخ بهمن ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۱ ق.ظ

    آسمانت همیشه آبی باد ،
    و نگاهت هماره زنگاری
    شبت آرامتر از مخمل صبح ،
    خوابت آواز خوان بیداری

    چمن آشناییت سر سبز،
    باغ اندیشمندیت پرگل
    کوچه ی بی قراریت بن بست ،
    چشمه ی مهربانیت جاری

نظر دهید



جستجو