دخترک
روزهایم خسته و بی رمق می گذرند و … با خود کودکی های دخترکی را می برند که عجیب داردخواسته و نا خواسته به دنیای آدم بزرگها پا می گذارد … دارد یاد می گیرد کم کم حرف گوش دهد : پاهایش را بگذارد روی زمین! … کمتر سادگی کند! حواسش بماند که … اینجا مدینه ی فاضله نیست ! دارد یاد می گیرد کم کم زندگی ارزش خیلی چیزها را ندارد ! می شود گاهی وقتها خواسته هایش را نخواهد ! …
این مطلب ارسال شده در روز دوشنبه, مهر ۱۳م, ۱۳۸۸ و ساعت ۸:۵۱ ق.ظ بوده و در دسته بندی نوشته های بارونی قرار دارد. شما میتوانید نظرات مربوط به این نوشته را از طریق لینک آر اس اس فید دنبال کنید.










