اگر
“اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی،
می توانستم به آسمان بروم
و ستاره ای بچینم،
آسمان شب
دیگر مثل کف دست بود.”
این مطلب ارسال شده در روز سه شنبه, اسفند ۱۳م, ۱۳۸۷ و ساعت ۱۱:۲۱ ب.ظ بوده و در دسته بندی نوشته های بارونی قرار دارد. شما میتوانید نظرات مربوط به این نوشته را از طریق لینک آر اس اس فید دنبال کنید.











در تاریخ اسفند ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۴ ب.ظ
اگر…
در تاریخ اسفند ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۲ ق.ظ
سلام
اینگونه است سمت مهربان بهار
بدون باران
بدون عبور
روزهای خالی که ستاره ای هم نبود
و سکوتی که همه چیز بود
نبود آسمان
تنهایی ام
همین و من گیج و سربه راه منتظر تعبیر رویایم
هنوز
کنارهمین زندگی ساده نشسته ام
در تاریخ اسفند ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۵:۱۲ ب.ظ
می گردم و نمی رسم
می رسم و نمی گردم