درد می کند

درد می کند هنوز جای دوست داشتنت

علیرضا روشن

ارزش

واقعیت این است که هر کسی آزرده ات خواهد کرد

فقط باید کسانی را پیدا کنی که ارزشِ تحمل رنج را داشته باشند

باب مارلی

هنوز هم؟

تو رفتی
و اینها ماندند تا ابد
یک بغض لعنتی
یک آه
و یک سؤال بی جواب

….

هنوز گاهی دلت برایم تنگ میشود؟


گم شده

دنيا كوچكتر از آن است
كه گم شده اي را در آن يافته باشي
هيچ كس اينجا گم نمي شود
آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
چمدانشان را مي بندند
و ناپديد مي شوند
يكي در مه
يكي در غبار
يكي در باران
يكي در باد
و بي رحم ترينشان در برف
آنچه به جا مي ماند
رد پايي است
و خاطره اي كه هر از گاه
پس مي زند مثل نسيم سحر
پرده هاي اتاقت را

….

عباس صفاری


دلــت

بعضــی هــا

بهتـــر اسـت در حــدّ ِ یـک آرزو بــمانـند

بـــرآورده شـدنشــان
به بهــای ِ شکـستن ِ دلــت تمــام می شـود


چِشای من ، پُرِ خواهشِ
نگاه تو یه نوازشِ
برای این
دلِ دیوونه

دلم برات پَر میکشه
صدات واسم آرامشه
نگات مثِ
نمِ بارونِ


تو را

15_09_2009_0471010001253007116_metin-demiralay

خدا

تو را

برای عاشقانه زیستن

به من نداد.

برای شاعرانه زیستن

ز من گرفت..


بی تو

ozlem-haluk-6

اما من و تو
دور از هم می‌پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره است
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست

حمید مصدق

تولدی دوباره

sun23

امروز دهه ی جدید از روزهای زندگیم را زندگی خواهم کرد …

تولدم مبارک


یک روزِ پاییز

fall10

حسرت روزهای رفته را نمیخورم
جز یک روزِ پاییز
که حسابش جداست…


تو آمدی

1345216780931182

تو آمدی که بگویی: اگر… اگر می رفت…
تو آمدی و کسی داشت سمت در می رفت!

تو آمدی و چنان زل زدی به پوچی من
که داشت حوصله ی انتظار سر می رفت!!

تو آمدی و کسی گوشه ی غزل هی با
ردیف و قافیه هایی عجیب ور می رفت

تو آمدی، کلماتی که مرد ساخته بود
شبیه صابون از دست شعر در می رفت

از اینکه آمده تا… بیشتر پشیمان بود
از اینکه آمده تا… هرچه بیشتر می رفت!

اشاره کرد خدا سمت پرتگاه… ولی
به گوش من… و تو این حرف ها مگر می رفت!

تو آمدی که بگویی… به گریه افتادی!
و پشت پنجره انگار یک نفر می رفت

سید مهدی موسوی

ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭼﻪﺍﯼ

551877_346067525480401_347477829_n

ﻣﻦ ﻗﺮﺹ ﻣﺴﮑﻨﻢ
ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﻛﻨﻢ
ﺩﺭ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺗﺄﺛﯿﺮﻡ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ
ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪﯼ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﻢ
ﺩﺭ ﻣﺤﺎﻛﻤﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻣﯽﺷﻮﻡ
ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺗﻜﻪﻫﺎﯼ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽﭼﺴﺒﺎﻧﻢ ـ
ﻓﻘﻂ ﻣﺮﺍ ﺑﺨﻮﺭ
ﺯﯾﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺣﻠّﻢ ﻛﻦ
ﻓﻘﻂ ﻗﻮﺭﺗﻢ ﺑﺪﻩ
ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﺑﺎ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ، ﺑﺎﯾﺪ ﭼﻜﺎﺭ ﻛﺮﺩ
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺧﺒﺮ ﺑﺪ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻛﺮﺩ
ﺑﯽﻋﺪﺍﻟﺘﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﻛﺎﻫﺶ ﺩﺍﺩ
ﻭ ﻓﻘﺪﺍﻥ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺳﺎﺧﺖ
ﻭ ﻛﻼﻩ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﺮﺩ
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭼﻪﺍﯼ ـ
ﺗﺮﺣﻢ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻛﻦ …

ویسلاوا شیمبورسکا

556412_513640105328536_1654392816_n

بیرون هیچ‌ خبری نیست
بیرون از خانه
بیرون از شهر
بیرون از خود
اتفاقات همانجا که هستی می افتند
بیرون که می روی
می دوند
رد می شوند
از خانه
از شهر
از تو …

سیدمحمد مرکبیان

عشق تو را

386916_345977998822687_1982713451_n

عشق تو را من اختراع کردم
تا در زیر باران بدون چتر نباشم
پیام های دروغین از عشق تو برای خودم فرستادم!
عشق تو را اختراع کردم
چونان کسی که در تاریکی
تنها می خواند
تا نترسد.

غادة السمان


نیمه ی مهر

autumnleaf4

من در ستایش زنده ماندن به شادمانی رسیده ام.


درباره

اگر بخواهید من را بشناسید از من دور خواهید شد. هیچ نوشته ای و هیچ چیزی متعلق به من نیست و ...
→ بیشتر بدانید

جستجو